يکشنبه ۲۹ شهريور ۱۴۰۵
خودرو

رویای بر باد رفته «ماشین خوب»؛ پرواز قیمت‌ها و حبس مصرف‌کننده در دایره بسته‌ پلتفرم‌های قدیمی

رویای بر باد رفته «ماشین خوب»؛ پرواز قیمت‌ها و حبس مصرف‌کننده در دایره بسته‌ پلتفرم‌های قدیمی
روزگاری نه‌چندان دور، خرید یک خودروی به‌روز، ایمن و خانوادگی یکی از اهداف قابل دسترس برای یک کارمند یا حقوق‌بگیر پس از چند سال پس‌انداز بود. اما اکنون منحنی قیمت‌ها در بازار خودرو چنان از منحنی رشد دستمزدها فاصله گرفته که حتی خرید ارزان‌ترین و به اصطلاح «اقتصادی‌ترین» خودروهای داخلی نیز برای بخش اعظم جامعه به مأموریتی ناممکن یا مشروط به اخذ وام‌های سنگین و فروش دارایی‌ها تبدیل شده است. واکاوی ریشه‌های این وضعیت نشان می‌دهد که زنجیره‌ای از تورم مزمن، سیاست‌های تعرفه‌ای انحصاری، کاهش ارزش پول ملی و توقف واردات خودروهای ارزان‌قیمت، طبقه متوسط را از دسترسی به استانداردهای حداقلی حمل‌ونقل شخصی محروم کرده است.
  بزرگنمايي:

پایگاه خبری شاخص بازار: اصطلاح «خودروی اقتصادی» در استانداردهای جهانی به محصولاتی اطلاق می‌شود که هزینه‌های خرید، مصرف سوخت، استهلاک و نگهداری آن‌ها در استطاعت یک فرد با درآمد میانه باشد (معمولاً معادل 6 تا 9 ماه حقوق یک کارگر یا کارمند). با این حال، در بازار کنونی ایران، مفهوم خودروی اقتصادی دگرگون شده است.

1. «اقتصادی‌ترین» خودروهای بازار کدامند و استطاعت مردم چقدر است؟
در حال حاضر در کف بازار خودروی صفر کیلومتر، گزینه‌هایی چون کوییک، ساینا و اطلس (از خانواده سایپا) به عنوان اقتصادی‌ترین خودروهای در دسترس شناخته می‌شوند. با این حال، نگاهی به نسبت قیمت و درآمد حقایق تلخی را آشکار می‌کند:

برای خرید ارزان‌ترین گزینه صفر کیلومتر بازار (که در محدوده 400 تا 500 میلیون تومان در بازار آزاد قرار دارد)، یک کارگر با حداقل حقوق قانون کار (حدود 11 تا 12 میلیون تومان) حتی بدون خرج کردن یک ریال از حقوق خود، باید بیش از 3.5 تا 4 سال تمام درآمد خود را پس‌انداز کند؛ امری که با توجه به هزینه‌های سنگین اجاره‌بها و خوراک، عملاً محال است.
بنابراین خودرویی که در تعریف صنعتی «ارزان‌قیمت و حداقلی» است، در ترازوی معیشتی مردم به یک کالای سرمایه‌ای سنگین تبدیل شده است.
2. چرا مردم دیگر نمی‌توانند «ماشین خوب» سوار شوند؟
بررسی‌های «شاخص بازار» سه عامل بنیادی را به عنوان دلایل اصلی خروج خودروهای استاندارد از دسترس عموم مشخص می‌کند:

تورم‌های عمومی بالای 40 درصد طی چند سال پیاپی همراه با جهش‌های چندبرابری نرخ ارز، ارزش ریال را به شدت فرسوده کرده است. در حالی که قیمت خودروها با نوسانات دلار و تورم نهاده‌های تولید (فولاد، پتروشیمی، قطعات الکترونیکی) جهش کرده، دستمزدها با فاصله‌ای عمیق عقب مانده‌اند.

دیوار بلند تعرفه‌ها و انحصار عرضه:
سیاست‌های حمایتی چندین ساله، دیوار تعرفه‌ای و ممنوعیت‌های مکرر واردات، مانع ورود خودروهای اقتصادی روز دنیا (مانند تویوتا یاریس، هیوندای i10، رنو کوئید و محصولات 5 تا 10 هزار دلاری جهانی) به بازار کشور شد. حتی پس از آزادسازی قطره‌چکانی واردات، به دلیل تعرفه‌های بالا، هزینه‌های گمرکی و سود بازرگانی، خودروهای وارداتی سر از بازارهای بالای 2 تا 3 میلیارد تومان درآوردند و رویای ورود خودروی اقتصادی خارجی بر باد رفت.

تبدیل خودرو از کالای مصرفی به پناهگاه دارایی:
افت ارزش پول ملی، خودرو را در ایران از یک وسیله نقلیه به یک «کالای سرمایه‌ای ضدتورمی» بدل کرده است. ورود تقاضای سفته‌بازی و دلالی به بازار سبب شد تا قیمت‌ها حتی بیش از واقعیت‌های اقتصادی رشد کنند و فاصله میان قیمت درب کارخانه و بازار آزاد، آخرین تیر را به توان خرید مصرف‌کننده واقعی شلیک کند.

3. قربانی شدن «ایمنی و آسایش» به پای «مجبور بودن»
نتیجه این چرخه معیوب، حبس اجباری جامعه در پلتفرم‌های دهه‌های گذشته و محصولات پر از نقص ایمنی و رفاهی است. خانواده‌هایی که در گذشته توان خرید سدان‌های معتبر و امن فرانسوی یا کره‌ای صفر یا دست‌دوم تمیز را داشتند، اکنون مجبورند برای تعویض یا خرید خودرو، به خرید خودروهای فرسوده با هزینه‌های گزاف تعمیرات یا ارزان‌ترین خودروهای پلتفرم X200 روی بیاورند که از کمترین امکانات روز دنیا و ایمنی مناسب بهره‌مند هستند.


نظرات شما
آخرین اخبار