جنگ و بیثباتیهای ژئوپلیتیک بار دیگر ثابت کرد که امنیت انرژی، مرز نمیشناسد. گزارشهای رسیده حاکی از آن است که جهش کمسابقه قیمت سوخت در هفتههای اخیر، نهتنها اقتصادهای بزرگ را تحت فشار قرار داده، بلکه موجی از اعتراضات مردمی را در نقاط مختلف جهان برانگیخته است؛ حتی در کشورهایی که کیلومترها از کانون تنش فاصله دارند و هیچ ارتباط مستقیمی با این جنگ ندارند.
پایگاه خبری شاخص بازار: بازار سوخت در حال حاضر وارد فاز «نااطمینانی مطلق» شده است. بررسیهای میدانی نشان میدهد که سه متغیر کلیدی، اقتصادهای جهانی را به شدت تحت فشار قرار دادهاند:
دومینواری تورم جهانی: افزایش بهای بنزین و گازوئیل بهعنوان «کالای پایه» در حملونقل و تولید، هزینههای لجستیک را به شدت افزایش داده است. این امر باعث شده تا تورم مواد غذایی و کالاهای مصرفی حتی در کشورهای آسیایی و آمریکای جنوبی نیز رکورد بزند.
سیاستهای انقباضی و فشار بر خانوارها: دولتها برای مقابله با تورم سوخت، مجبور به اعمال سیاستهای ریاضتی شدهاند که مستقیماً قدرت خرید طبقه متوسط و کارگر را هدف گرفته و خشم عمومی را در خیابانها شعلهور کرده است.
تولیدکنندگانِ تحت فشار: برای صنایعی که وابسته به سوختهای فسیلی برای تولید هستند (مانند فولاد و سیمان)، افزایش ناگهانی قیمت انرژی به معنای کاهش حاشیه سود و در نهایت فشار برای افزایش قیمت محصولات نهایی است که این خود چرخهای از رکود تورمی را ایجاد میکند.
وقتی قیمت سوخت در جهان جهش میکند، حتی اگر ایران خود تولیدکننده باشد، بازارهای جهانی با «انقباض تقاضا» روبرو میشوند.
الف) برای صنایع فولادی: افزایش هزینههای حملونقل جهانی (Freight) ناشی از گران شدن سوخت، رقابتپذیری صادرات محصولات فولادی ایران را در بازارهای هدف (مانند چین و کشورهای همسایه) با چالش مواجه میکند.
ب) برای پالایشیها: نوسانات شدید قیمت نفت و سوخت، پیشبینیناپذیری کرکاسپردها (حاشیه سود پالایشگاهها) را به همراه دارد که در گزارشهای فصلی بورس نمایان خواهد شد.
جمعبندی:
بحران کنونی فراتر از یک نوسان قیمتی ساده است؛ این یک «بحران امنیت انرژی» است که نظمِ عرضه و تقاضا را در بازارهای جهانی برهم زده است. پیام این گزارش برای تحلیلگران اقتصادی روشن است: هرجا که سوخت گران شود، رکود در کمین تقاضای جهانی است.