پایگاه خبری شاخص بازار: این موضعگیری که با رویکرد «اول آمریکا» همخوانی دارد، معادلات امنیتی را در گلوگاههای حیاتی انرژی دستخوش تغییر کرده است حالا بازارهای جهانی نفت با یک «عدم قطعیت» جدید روبهرو هستند؛ بازاری که نگران است خروج آمریکا از معادله یمن، توازن قوا را در دریای سرخ بهسمت سناریوهای پیشبینینشده سوق دهد.
ایران و عربستان؛ گذار از «جنگ نیابتی» به «واقعگرایی منطقهای»
خلاء ناشی از عقبنشینی احتمالی واشنگتن، مستقیماً بر نقش ایران در معادلات یمن تأثیرگذار خواهد بود:
تا پیش از این، وجود چتر حمایتی آمریکا به ریاض اجازه میداد که رویکرد تهاجمی خود را حفظ کند. پاسخ منفی ترامپ، ریاض را در موقعیت «تصمیمگیری مستقل» قرار میدهد. این یعنی بازیگران منطقهای، بهویژه تهران و ریاض، بیش از هر زمان دیگری درک کردهاند که برای تأمین امنیت مرزهای خود و کاهش هزینههای جنگ، باید از «مدلهای دیپلماتیک» بهره ببرند.
واقعگرایی امنیتی: در صورتی که ایالات متحده از دخالت مستقیم سر باز زند، فضای تنشهای منطقهای میتواند به سمت «مذاکرات مستقیم» تغییر جهت دهد. این یعنی نقش ایران در یمن از یک «اهرم فشار در برابر آمریکا»، ممکن است به «عنصری کلیدی برای رسیدن به یک توافق منطقهای با عربستان» تبدیل شود؛ اتفاقی که میتواند ثبات پایداری را به منطقه بازگرداند یا در صورت شکست مذاکرات، خلاء قدرت را به رقابتی پرهزینه تبدیل کند.
بازار نفت و شریان حیاتی بابالمندب
واکنش بازار انرژی به این سیاست ترامپ، ناشی از هراسِ از دست رفتن «امنیتِ عرضه» است:
ریسک پرمیوم (حق بیمه ریسک): بابالمندب یکی از حیاتیترین شریانهای صادرات نفت جهان است. هرگونه اظهارنظری که نشاندهنده کاهش نظارت نظامی آمریکا در این منطقه باشد، بلافاصله به افزایش «ریسک پرمیوم» در قیمت جهانی نفت (نفت برنت و WTI) منجر میشود. معاملهگران نگراناند که کاهش مداخله آمریکا، دسترسی انصارالله یمن را به مسیرهای کشتیرانی تسهیل کند.
نوسان قیمتها: اگر ریاض احساس کند امنیت زیرساختهای نفتیاش (نظیر تأسیسات آرامکو) بدون حمایت آمریکا در خطر است، بازار با هر تحرک در یمن، دچار نوسان قیمت میشود. برای سرمایهگذاران بازار سرمایه و فعالان اقتصادی ایران، این یعنی «بیثباتیِ قیمتی» در بازارهای جهانی که میتواند پیشبینیناپذیریِ درآمدهای نفتی را برای دولتها افزایش دهد.
«هزینه-فایده» در واشنگتن
ترامپ بارها اعلام کرده که دوران «چک سفید امضا» برای متحدان منطقهای به پایان رسیده است. امتناع از مداخله در یمن، پیامی اقتصادی به متحدان عرب است: «آمریکا دیگر هزینه مالی و جانیِ امنیتِ شما را پرداخت نمیکند.»
این رویکرد به معنای آن است که کشورهای حاشیه خلیجفارس باید برای تأمین امنیت خود، هزینههای خرید تسلیحات و سیستمهای پدافندی را (احتمالاً از خود آمریکا) افزایش دهند تا بتوانند جای خالی نیروهای آمریکایی را پر کنند؛ تغییری که مستقیماً بر بودجههای ملی و اولویتهای اقتصادی منطقه اثرگذار خواهد بود.
جمعبندی رسانهای
پاسخ منفی ترامپ به ریاض، بیش از آنکه یک تصمیم نظامی باشد، یک «سیگنال استراتژیک» است. این سیگنال به منطقه میگوید: «دوران مداخلهگری بیپایان آمریکا به سر آمده است.»
برای تهران و ریاض، این نقطه عطف میتواند آغازگر فصل جدیدی از دیپلماسی باشد که در آن «واقعگرایی» بر «مواجهه» پیشی میگیرد. با این حال، تا زمانی که این توازن جدید به ثبات نرسد، بازارهای جهانی انرژی باید با نوسانات ناشی از نااطمینانی در دریای سرخ کنار بیایند؛ وضعیتی که همچنان بورسها و بازارهای کالایی جهان را در وضعیت «انتظار و مراقبت» (Wait and See) نگه میدارد.