رها کردن بازار خرید و فروش آنلاین طلا در برزخی از بیقانونی و بیتصمیمی نهادهای ناظر، اکنون به فاز بحرانی خود رسیده است. هجوم شهروندان برای نجات ارزش داراییها در برابر تورم از طریق اپلیکیشنها و کانالهای مجازی، با توزیع شمشهای تقلبی، طلای کمعیار و عدم تحویل فیزیکی پاسخ داده شده است؛ فاجعهای خاموش که تاوان آن را نه متولیان کمکار، بلکه پساندازهای خرد مردم میپردازند.
پایگاه خبری شاخص بازار: در شرایطی که تورم مزمن قدرت خرید ریال را فرسایش داده، ورود مستقیم به بازار فیزیکی طلا بهدلیل حباب بالای سکه و قیمتهای سنگین هر گرم طلا، برای بخش بزرگی از جامعه دشوار شده است. در چنین بستری، پلتفرمهای خرید آنلاین طلا با شعارهایی فریبنده نظیر «امکان خرید طلا حتی با 50 هزار تومان» یا «سرمایهگذاری در شمشهای سوئیسی و وکیومشده»، به سرعت اعتماد صدها هزار متقاضی حفظ ارزش پول را جلب کردند. اما آنچه در پس این زرقوبرق دیجیتال رخ داد، سقوط در دام بازاری بود که حتی الفبای قانونمندی را ندارد.
پاسکاری ادامهدار میان نهادها
پرسش محوری این گزارش یک چیز است: چه کسی متولی نظارت بر فروشگاههای آنلاین طلاست؟
بانک مرکزی مدیریت طلای فیزیکی و سیاستگذاری پولی را بر عهده دارد اما پلتفرمهای آنلاین را در دایره وظایف ذاتی خود نمیبیند؛
وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت) با اعطای اینمادهای معمولی، بستری بدون استانداردسازی تخصصی فراهم کرده است؛
اتحادیه طلا و جواهر مکرراً هشدار میدهد که هیچ صلاحیتی برای تأیید عیار طلای مجازی ندارد؛
و در این میان، پلیس فتا تنها زمانی وارد میدان میشود که پروندههای شکایت کلاهبرداری روی میز بازپرس خاک میخورد.
این «پاسکاری بیندستگاهی» دقیقاً همان برزخی است که فضا را برای جولان سودجویان امن و داراییهای مردم را ناامن کرده است.
آناتومی شمشهای تقلبی؛ طلای واقعی کجاست؟
بررسیهای میدانی و گزارشهای تخصصی آزمایشگاههای ریگیری نشان میدهد بخش قابلتوجهی از شمشهایی که تحت عنوان طلای 24 عیار در بستهبندیهای وکیومشده و با هولوگرامهای جعلی در فضای مجازی به فروش میرسند، دارای هستههایی از جنس تنگستن، مس یا عیارهای بسیار پایینتر از استاندارد هستند. از سوی دیگر، بخش عمدهای از این پلتفرمها دست به فروش «طلای کاغذی» زدهاند؛ به این معنا که طلا را به صورت عددی در حساب کاربر ثبت میکنند، اما در صورت تقاضای تحویل فیزیکی، شمش و طلایی در خزانهها وجود خارجی ندارد؛ وضعیتی که شباهت نگرانکنندهای به الگوهای کلاهبرداری پانزی دارد.
بورس کالا؛ الگویی که نادیده گرفته شد
در حالی که ابزارهای شفاف، استاندارد و قانونی مانند «گواهی سپرده شمش طلا» و «صندوقهای طلای بورس کالا» با پشتوانه انبارداری رسمی بانکها و تضمین کامل عیار و اصالت وجود دارند، نبود اطلاعرسانی کافی و رهاشدگی فضای اینترنت باعث شده سرمایهگذاران کماطلاع بهجای ورود به کانالهای شفاف سرمایه، سرمایه خود را به جیب کانالهای تلگرامی و اپلیکیشنهای خلقالساعه سرازیر کنند.
جمعبندی تحلیلی؛ زنگ هشدار برای یک بحران اجتماعی
ماجرای طلای آنلاین دیگر صرفاً یک تخلف صنفی نیست؛ بلکه یک تهدید جدی برای اعتماد عمومی و امنیت اقتصادی جامعه است. تجربه پدیدههایی مانند مؤسسات مالی غیرمجاز یا پروندههای کلاهبرداری خودرویی پیش چشم سیاستگذار است.
قابل توجه است، که اگر هیئت دولت و نهادهای بالادستی فوراً سازوکار یکپارچهای برای «مجوزدهی تخصصی، الزام به نگهداری ذخایر فیزیکی معتبر و ضمانت بانکی، و راستیآزمایی مستمر عیار» تعریف نکنند، موج ورشکستگی و کلاهبرداری در پلتفرمهای طلای آنلاین، بحران اجتماعی و امنیتی تازهای خلق خواهد کرد که مهار آن دیگر ممکن نخواهد بود.