جمعه ۸ آبان ۱۴۰۵
اقتصاد کلان

«وقتی تحریم و جنگ در می‌زنند، تولید داخلی پاسخ می‌دهد!»

«وقتی تحریم و جنگ در می‌زنند، تولید داخلی پاسخ می‌دهد!»
تجربه سال‌های جنگ و فشار حداکثری تحریم‌ها نشان داده است که اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به ظرفیت‌های داخلی و زنجیره‌های تأمین داخلی وابسته است. در شرایطی که تداوم جنگ و تحریم‌ها، دسترسی به بازارهای جهانی، تأمین مالی خارجی و واردات کالاهای واسطه‌ای را با محدودیت جدی مواجه کرده، تولید داخلی و خوداتکایی نه یک شعار، بلکه به یک ضرورت راهبردی برای حفظ معیشت مردم و تاب‌آوری اقتصاد ملی تبدیل شده است.
  بزرگنمايي:

پایگاه خبری شاخص بازار: جنگ اقتصادی؛ وقتی میدان نبرد در کارخانه‌هاست
در ادبیات اقتصاد جنگی، تحریم‌ها نوعی «جنگ نیابتی اقتصادی» محسوب می‌شوند که هدف آن فلج‌کردن توان تولید، ایجاد اختلال در زنجیره تأمین و فشار بر معیشت مردم است. تجربه چند سال اخیر نشان داده است که اقتصاد ایران در برابر این فشارها، از مسیر توسعه ظرفیت‌های داخلی، احیای واحدهای راکد تولیدی و جایگزینی واردات، خود را بازتعریف کرده است. در ماه‌های اخیر نیز با تشدید تنش‌های منطقه‌ای و شرایط شبه‌جنگی، اتکای اقتصاد به توان داخلی به یک راهبرد بقا تبدیل شده است.

1 خوداتکایی؛ از شعار تا عمل
خوداتکایی زمانی معنا پیدا می‌کند که در زنجیره‌های کلیدی تأمین، وابستگی به منابع خارجی به حداقل برسد. حوزه‌های دارو، تجهیزات پزشکی، قطعات صنعتی، کشاورزی و مواد غذایی در ماه‌های اخیر شاهد سرمایه‌گذاری و توسعه‌ی قابل توجهی بوده‌اند. با این حال، تحلیل‌ها نشان می‌دهد که در برخی حوزه‌های حساس مانند تجهیزات پیشرفته صنعتی، نرم‌افزارهای تخصصی و فناوری‌های هسته‌ای صنعت، هنوز شکاف‌های جدی میان نیاز و ظرفیت داخلی وجود دارد؛ شکاف‌هایی که در صورت تداوم تحریم‌ها و تنش‌های جنگی، می‌تواند آسیب‌های جدی به اقتصاد وارد کند.

2 تخصیص منابع در شرایط جنگی؛ بازی‌ای با قواعد متفاوت

یکی از چالش‌های اساسی اقتصاد در شرایط جنگی، نحوه تخصیص بهینه منابع میان بخش‌های دفاعی، زیرساختی، تولیدی و معیشتی است. تجربه تاریخی کشورها نشان می‌دهد که تمرکز افراطی بر هزینه‌های نظامی، به بهای رکود بخش تولید و کاهش رفاه تمام می‌شود. در مقابل، اقتصادی که توانسته باشد در دوران جنگ، چرخه تولید داخلی را فعال نگه دارد و تورم و نرخ بیکاری را کنترل کند، در دوره پساجنگ با شتاب بیشتری می‌تواند به رشد بازگردد. به همین دلیل، حمایت هدفمند از بنگاه‌های کوچک و متوسط، تأمین نقدینگی زنجیره‌های تولید و اولویت‌دهی به کالاهای اساسی، از الزامات سیاست‌گذاری در شرایط فعلی است.

3نقش دولت و بخش خصوصی؛ دو بازوی بقا
خوداتکایی در گروی است که دولت و بخش خصوصی در یک هم‌افزایی مؤثر قرار گیرند. دولت با ابزارهایی نظیر مشوق‌های صادراتی، تسهیل‌گری گمرکی، حمایت از ثبت اختراع و تأمین مالی ارزان می‌تواند مسیر تولید داخلی را هموار سازد. در مقابل، بخش خصوصی نیز باید با تکیه بر خلاقیت، فناوری و شبکه‌های توزیع بومی، بخش قابل توجهی از نیازهای کشور را تأمین کند. تجربه نشان داده است که هر جا این هم‌افزایی شکل گرفته، ظرفیت‌های جدیدی در اقتصاد ملی شکوفا شده است؛ از صنایع دانش‌بنیان گرفته تا حوزه‌های نوظهور دیجیتال و فناوری‌های پیشرفته.

4 چشم‌انداز پیش‌رو؛ بین بهینه‌سازی و بقا
با این حال، خوداتکایی به معنای بسته‌شدن مرزها و انزوا نیست. تجربه اقتصادهای موفق نشان می‌دهد که توسعه ظرفیت داخلی باید در کنار حفظ و توسعه روابط تجاری منطقه‌ای و بین‌المللی دنبال شود؛ چرا که انزوای تجاری، در بلندمدت به کاهش بهره‌وری، توقف انتقال دانش فنی و افزایش هزینه تولید منجر می‌شود. ایران برای عبور از این مرحله، نیازمند یک راهبرد دوگانه است: از یک‌سو تقویت تولید داخلی و کاهش وابستگی‌های راهبردی، و از سوی دیگر گسترش دیپلماسی اقتصادی و پیوندهای منطقه‌ای برای حفظ جریان‌های تجاری و ارزی.

جمع‌بندی
تولید داخلی و خوداتکایی، در شرایط جنگ و تحریم، نه یک انتخاب ideological، بلکه یک ضرورت راهبردی برای بقا و تاب‌آوری اقتصاد ایران است. با این حال، خوداتکایی موفق، نیازمند تخصیص هوشمندانه منابع، هم‌افزایی دولت و بخش خصوصی، حفظ روابط تجاری منطقه‌ای و سرمایه‌گذاری در فناوری‌های پیشرفته است. اقتصاد ایران در روزهای دشوار جنگ و تحریم، اگر بتواند این توازن را حفظ کند، نه‌تنها از این مرحله عبور خواهد کرد، بلکه بنیان‌های رشد پساجنگ نیز خواهد ساخت.


نظرات شما
آخرین اخبار