يکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵
انرژی

«معادله پرتناقض نفت و دلار؛ چرا تزریق درآمدهای ارزی همیشه به معنای مهار نرخ نیست؟»

«معادله پرتناقض نفت و دلار؛ چرا تزریق درآمدهای ارزی همیشه به معنای مهار نرخ نیست؟»
«در اقتصاد ایران، نرخ ارز و درآمدهای نفتی دو روی یک سکه هستند؛ با این حال، رابطه میان این دو متغیر همواره خطی و ساده نبوده است. در شرایطی که ریسک‌های سیاسی، تحریم‌های صادراتی و هزینه‌های بالای نقل‌وانتقال مالی بر شریان‌های تجاری سایه انداخته‌اند، نحوه بازگشت و تزریق درآمدهای نفتی به چرخه اقتصادی کشور، به تعیین‌کننده‌ترین عامل در ثبات یا التهاب بازار ارز تبدیل شده است؛ وضعیتی که نشان می‌دهد پایداری نرخ دلار بیش از حجم دلارهای فروخته‌شده، به کیفیت مدیریت منابع بند است.»
  بزرگنمايي:

پایگاه خبری شاخص بازار: از چاه‌های نفت تا تابلوی صرافی‌ها؛ مکانیزم اثرگذاری درآمدهای انرژی بر بازار ارز

برای درک اینکه چرا گاهی با وجود اخبار مثبت از فروش نفت، بازار ارز همچنان با نوسان مواجه می‌شود، باید به کالبدشکافی مسیر طی‌شده توسط «دلارهای نفتی» پرداخت. این مکانیسم در چند مرحله کلیدی عمل می‌کند:

1. چالش‌های بازگشت ارز؛ مرز میان «فروش» تا «وصول»
نخستین و مهم‌ترین پرسش در اقتصاد تحریم‌زده این است که درآمد حاصل از فروش هر بشکه نفت، با چه هزینه‌ای و از چه مسیری به چرخه مالی کشور بازمی‌گردد. هزینه‌های بالای تراستینگ، تخفیف‌های صادراتی و ماندگاری منابع در حساب‌های منطقه‌ای (به‌ویژه کشورهای واسطه)، سرعت دسترسی بانک مرکزی به منابع ارزی را کاهش می‌دهد. تا زمانی که ارز حاصل از صادرات نفت به‌صورت نقد و روان به ذخایر رسمی تزریق نشود، اثر روانی مثبتی روی مهار انتظارات تورمی نخواهد گذاشت.

2. تفکیک نرخ تسعیر؛ بودجه دولت در برابر بازار آزاد
بخشی از درآمدهای نفتی مستقیماً به بودجه عمومی دولت برای واردات کالاهای اساسی، دارو و طرح‌های عمرانی اختصاص می‌یابد (ارز ترجیحی و نیمایی). هنگامی که درآمدهای نفتی دولت کاهش می‌یابد یا وصول آن با تأخیر مواجه می‌شود، دولت با کسری بودجه پنهان روبه‌رو شده که ناخودآگاه پایه پولی را منبسط می‌کند. این انبساط پولی، دیر یا زود خود را به شکل فشار تقاضا در بازار آزاد ارز نشان می‌دهد.

3. پدیده «بیماری هلندی» و وابستگی تقاضا به درآمد نفت
در دهه‌های گذشته، تزریق سنتی دلارهای نفتی به بازار آزاد، نوعی ثبات مصنوعی (یا به تعبیری سرکوب ارزی) ایجاد می‌کرد که به واردات بی‌رویه و تضعیف تولید داخلی منجر می‌شد. اما در سال‌های اخیر، با محدود شدن درآمدهای سهل‌الوصول، بازارساز ناچار است سهمیه ارزی صادرکنندگان غیرنفتی (پتروشیمی، فولاد و…) را با دلارهای نفتی ترکیب کند تا سامانه نیما و مرکز مبادله سر پا بمانند. در نتیجه، هرگونه افت درآمدهای نفتی، دست بازارساز را در پوشش تقاضای تجاری تنگ‌تر می‌کند.

جمع‌بندی و چشم‌انداز شاخص بازار:

درآمدهای نفتی در اقتصاد ایران نه صرفاً یک منبع درآمدی ساده، بلکه «داروی تنظیم‌کننده فشار خون بازار ارز» هستند. اگر تزریق این منابع با شفافیت، سرعت و همگام با نیاز واقعی تجارت خارجی انجام شود، مهار نوسانات دلار ممکن خواهد بود؛ اما اگر مسیر وصول با مانع روبه‌رو شود، بازار آزاد به‌سرعت با تکیه بر انتظارات تورمی، واکنش منفی نشان خواهد داد.


نظرات شما
آخرین اخبار