هر بار که سایه جنگ و تهدیدهای امنیتی بر سر اقتصاد سنگینی میکند، معادلات سنتی بازارهای مالی بازنویسی میشوند. با تشدید درگیریهای نظامی در منطقه، جریان نقدینگی به سرعت از داراییهای ریسکپذیر نظیر بازار سهام و تولید فاصله گرفته و به سمت داراییهای نقدشونده و بدون ریسک طرف مقابل (Safe-Haven Assets) سرازیر شده است. در این میان، طلا نه صرفاً یک کالای زینتی یا فلز گرانبها، بلکه به عنوان سنجه اصلی نااطمینانی و بیمهنامه سرمایهها در برابر شوکهای تورمی و کاهش ارزش پول ملی، سقفهای تاریخی جدیدی را فتح کرده است.»
پایگاه خبری شاخص بازار: اقتصاد زیر چکمههای جنگ؛ مکانیسم انتقال بحران به تابلوی طلا
برای درک رفتار بازارهای مالی در شرایط جنگی، باید رابطه زنجیرهای میان سه مؤلفه «بحران ژئوپلیتیک»، «اقتصاد کلان» و «بازار طلا و سکه» را بررسی کرد:
1. فلج داراییهای مولد و فرار سرمایه از ریسک
در شرایط نااطمینانی جنگی، افق زمانی فعالان اقتصادی به شدت کوتاهمدت میشود:
خروج از بورس و رکود بازار مسکن: به دلیل غیرقابل پیشبینی بودن تحولات، سرمایهگذاران از بازار سهام (که ذاتاً نیازمند ثبات و افق سرمایهگذاری بلندمدت است) و بازار مسکن (به دلیل نقدشوندگی بسیار پایین و ریسک آسیب فیزیکی) خارج میشوند.
فشار بر تولید: بنگاهها به دلیل شوکهای تأمین انرژی، لجستیک و افت تقاضای مصرفی، پروژههای توسعهای خود را متوقف کرده و نقدینگی را به داراییهای نقدشونده منتقل میکنند.
2. فشار دوجانبه بر طلا: همافزایی «انس جهانی» و «دلار داخلی»
طلا در اقتصاد ایران یک ویژگی منحصربهفرد دارد؛ ارزش آن تابع ضرب دو متغیر «انس جهانی» و «نرخ برابری ارز» است. در زمان جنگ، هر دوی این موتورها همزمان روشن میشوند:
اهرم جهانی (انس طلا): در سطح بینالمللی، بحران خاورمیانه قیمت نفت را به دلیل تهدید خطوط انرژی بالا میبرد؛ رشد نفت به معنای بازگشت تورم جهانی است و این امر خریدهای احتیاطی طلا توسط بانکهای مرکزی و سرمایهگذاران نهادی جهان را تشدید میکند.
اهرم داخلی (نرخ ارز): در داخل کشور، انتظارات تورمی و افزایش تقاضای خروج سرمایه و خریدهای احتیاطی، فنر ارزی را رها میکند.
حاصلضرب این دو عامل باعث میشود شتاب صعودی طلا و سکه حتی از نرخ ارز نیز فراتر رود و پدیدهای موسوم به «انفجار حباب» رخ دهد.
3. صندوقهای طلا (Gold ETFs)؛ دماسنج جدید احساسات بازار
برخلاف دورههای گذشته که خرید فیزیکی سکه و آبشده تنها راه فرار از افت ارزش دارایی بود، در این موج جدید، صندوقهای طلای بورس کالا به عنوان روانترین ابزار خروج از ریسک شناخته شدهاند:
معاملهگران به دلیل امنیت بالا (نبود ریسک سرقت یا تقلبی بودن)، نقدشوندگی لحظهای و امکان ورود با سرمایههای خرد، تقاضای سنگینی را به صندوقهای طلا تحمیل کردهاند که به ثبت صفهای خرید پرحجم و حبابهای قیمتی روی تابلوی نمادهای طلا منجر شده است.
4. سیاستگذار پولی در تنگنا؛ حراج سکه یا حفظ ذخایر؟
بانک مرکزی در شرایط جنگی با یک دوراهی پیچیده مواجه است:
از یکسو، مداخله سنگین در بازار و حراج شمش و سکه میتواند التهاب کوتاهمدت قیمتها را آرام کند؛
اما از سوی دیگر، در شرایط پیشبینیناپذیری تداوم جنگ، حراج بیمحابای ذخایر استراتژیک شمش طلا و ارز میتواند دست سیاستگذار را در روزهای بحرانیتر خالی بگذارد. از این رو، استراتژی بازارساز معمولاً به سمت کنترل نوسانهای هیجانی، بدون حراج گسترده ذخایر میل میکند.