پایگاه خبری شاخص بازار: زنگهای خطر در پایتختهای اروپایی بار دیگر به صدا درآمده است. از پاریس و برلین گرفته تا رم و مادرید، افزایش ممتد بهای حاملهای انرژی و نوسانات افزایشی قیمت نفت خام و گاز، هزینه زندگی را برای شهروندان قاره سبز به سطح کمسابقهای رسانده است. در قلب این بحران، کمیسیون اروپا در بروکسل با چالشی پیچیده دستوپنجه نرم میکند؛ جایی که تعهدات بلندمدت گذار به انرژیهای پاک و قوانین سفتوسخت مالیاتی، زیر آوار نارضایتیهای اجتماعی و افت شدید قدرت خرید مردم در حال خرد شدن است.
دومینوی گرانی در جایگاههای سوخت
نرخ سوخت در جایگاههای پمپ بنزین اروپا مدتهاست که از سطوح تعادلی فاصله گرفته است. بازگشت تنشهای ژئوپلیتیکی در آبراههای تجاری، ناپایداری در تأمین پالایشگاهی و اثرات جانبی ناشی از تغییر مبادی واردات، باعث شده هزینه حملونقل و لجستیک کالا در حوزه یورو جهش یابد. این رویداد اثر دومینویی خود را مستقیماً بر سبد مصرفی خانوارها، قیمت مواد غذایی و نرخ تورم عمومی بر جای گذاشته است.
در این میان، طبقه متوسط و کارگری اروپا بیش از هر بخش دیگری تحت فشار مضاعف قرار گرفتهاند. برای شهروندانی که خودرو سواری نه کالایی لوکس، بلکه ابزار تردد روزمره به محل کار و زندگی در حومههاست، هر سنت افزایش در نرخ لیتر، به منزله کسر مستقیم از پسانداز و رفاه پایه تلقی میشود.
پناه بردن به مسکنهای موقت: سوبسید و تخفیف مالیاتی
در برابر این امواج نارضایتی و برای جلوگیری از شکلگیری اعتراضات خیابانی مشابه جنبشهای اعتراضی پیشین، دولتهای اروپایی یکی پس از دیگری به بستههای حمایتی کوتاهمدت پناه بردهاند. عمده این راهکارها در دو محور خلاصه میشود:
1. کاهش عوارض و مالیات بر ارزش افزوده (VAT) بر سوخت: مالیاتهای سنگین سوخت که زمانی منبع اصلی درآمد بودجههای ملی بودند، اکنون به اجبار با تخفیفهای مقطعی روبهرو شدهاند.
2. پرداخت مستقیم یارانههای نقدی یا بنهای انرژی: کمکهزینههای سوخت و بنهای جبرانی به رانندگان و اقشار آسیبپذیر، سیاستی است که در بسیاری از کشورها مجدداً احیا شده است.
این دست اقدامات گرچه توانستهاند تلاطمهای مقطعی بازار مصرف را آرام کنند، اما بار مالی کلانی را به دولتهای عضو تحمیل کرده و موجب تشدید کسری بودجه و تراز مالی منفی در کشورهایی نظیر فرانسه و ایتالیا شدهاند.
تناقض سیاستهای بروکسل؛ سبز یا واقعگرایانه؟
تنگنای اساسی بروکسل دقیقاً در همین نقطه شکل گرفته است. از یک سو، اتحادیه اروپا سالهاست که بر مالیاتستانی سنگین از کربن و سوختهای فسیلی اصرار دارد تا گذار سبز و سرمایهگذاری در فناوریهای تجدیدپذیر را شتاب بخشد. اما از سوی دیگر، اعمال یارانههای دولتی برای ارزان نگهداشتن سوخت فسیلی، کاملاً بر خلاف دستورالعملهای پیمان سبز اتحادیه اروپا عمل میکند.
ناظران اقتصادی بر این باورند که تا زمان عدم دستیابی به امنیت پایدار انرژی و جایگزینی کامل زیرساختها، دولتهای اروپایی راهی جز بازی با ابزار مالیات و یارانه برای حفظ ثبات اجتماعی نخواهند داشت. بروکسل امروز در تنگنای موازنه میان «تعهدات اقلیمی آینده» و «معیشت شکننده حال» گرفتار شده است؛ تنگنایی که نشان میدهد گذار انرژی بدون لحاظ تابآوری اقتصادی جامعه، میتواند خود به سرچشمه بحرانهای عمیق سیاسی بدل گردد.