گسترش دامنه درگیریهای نظامی در منطقه خاورمیانه و تهدید خطوط کشتیرانی، شریان حیاتی صادرات زنجیره آهن و فولاد ایران را در برابر یک شوک چندوجهی قرار داده است. در شرایطی که شرکتهای بزرگ فولادی نظیر فولاد خوزستان و فولاد هرمزگان بخش عمدهای از جریان نقدینگی ارزی خود را از طریق بارگیری در بنادر جنوبی تأمین میکنند، جهش ناگهانی نرخ بیمه جنگی کشتیها (War Risk Premium)، احتیاط خطوط کشتیرانی بینالمللی و تغییر مسیر تقاضا در بازارهای کلیدی نظیر شورای همکاری خلیج فارس (GCC) و جنوب شرق آسیا، فولادسازان ایرانی را ناگزیر از بازآرایی فوری استراتژیهای فروش و لجستیک کرده است.»
پایگاه خبری شاخص بازار: مدیریت بحران صادرات در بنادر جنوبی
صنعت فولاد ایران به عنوان ارزآورترین صنعت غیرنفتی کشور پس از پتروشیمی، پیوندی ناگسستنی با ثبات آبراهههای جنوب و خلیج فارس دارد. تحولات نظامی اخیر و احتمال سرایت بحران به تأسیسات و خطوط مواصلاتی، متغیرهای بنیادی این صنعت را وارد فاز پیشبینیناپذیری کرده است:
1. شوک بیمه جنگی و افت تمایل کشتیهای فلهبر (Bulkers)
نخستین ضربه مستقیم شرایط جنگی به صادرات بیلت، اسلب و مقاطع فولادی، در حوزه حملونقل دریایی تخلیه شده است:
جهش کرایه حمل: کلوپهای بیمه بینالمللی (P&I Clubs) حقبیمه ریسک جنگی برای شناورهای ورودی به خلیج فارس و دریای عمان را به شدت افزایش دادهاند.
کمبود شناورهای اجارهای: بسیاری از مالکان کشتیهای فلهبر خارجی از ورود به بنادر هدف خودداری کرده یا خواهان پرداخت اضافه کرایههای نامتعارف شدهاند. این موضوع هزینه حمل بر تن (Freight Cost) فولاد صادراتی ایران را افزایش داده و حاشیه سود رقابتی فولادسازان را در مقایسه با رقبای منطقهای نظیر عمان و امارات کاهش میدهد.
2. فشار بر تخفیفهای قیمتی (Discounting) برای حفظ مشتریان سنتی
بازارهای سنتی جذب فولاد خام ایران—بهویژه کشورهای حوزه خلیج فارس و مقاصد آسیایی—تحت تأثیر ریسکهای تحویل بهموقع کالا (Delivery Delay)، تمایل به درخواست تخفیفهای بیشتر در نرخهای فوب (FOB) دارند:
شرکتهای صادراتمحور مانند فولاد هرمزگان (هرمز) که از مزیت نزدیکی اسمی به اسکله شهید رجایی بهرهمند هستند، اکنون برای حفظ پیوستگی صادرات اسلب، باید شکاف هزینههای جانبی خریدار را با تعدیلهای قیمتی یا شرایط پرداخت تسهیلشده جبران کنند.
3. تضاد استراتژیک: نیاز کشور به ارز در برابر الزام تنظیم بازار داخلی
در شرایطی که دولت برای تأمین مصارف ارزی و تنظیم بازار اسکناس و حواله بیش از هر زمان به بازگشت ارز حاصل از صادرات فولاد اتکا دارد، اعمال هرگونه وقفه یا انسداد در فروشهای خارجی میتواند:
جریان ورود درهم و حوالههای ارزی به سامانه نیما و مرکز مبادله را با تأخیر روبهرو کند.
حجم مازاد عرضه اسلب و بیلت را به سمت بازار داخل هدایت کند که در صورت عدم کشش صنایع پاییندستی، میتواند منجر به انباشت انبارها و خواب سرمایه در کارخانجات شود.
4. راهبردهای بقا و خروج از بحران برای فولادسازان
در مواجهه با ریسکهای ژئوپلیتیک فعلی، کارشناسان شاخص بازار سه اقدام فوری را ضروری میدانند:
تغییر ترمهای تحویل از FOB به CFR: استفاده از ناوگان کشتیرانی ملی (کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران) و تقبل مدیریت حمل به منظور تضمین رسیدن بار به بنادر چین یا هند.
توسعه مقاصد زمینی: تمرکز مضاعف بر صادرات مقاطع طویل (میلگرد و تیرآهن) از طریق مرزهای زمینی به عراق، سوریه، پاکستان و کشورهای CIS برای کاهش وابستگی مقطعی به شریانهای دریایی.
انعطاف در تسویههای مالی و سوآپ کالا: تعریف مکانیزمهای تسویه ارزی چندجانبه خارج از مسیرهای بانکی زیر ذرهبین بینالمللی.