پایگاه خبری شاخص بازار: با گسترش الگوهای زندگی شتابزده و افزایش تمایل عمومی به دستیابی سریع به نتیجه، استفاده از روشهای مداخلهمحور برای کاهش وزن نیز بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته و داروهای لاغری همچون آمپولها که ابتدا برای درمان دیابت نوع 2 به کار میرفتند، به تدریج به یکی از گزینههای پرمخاطب در درمان چاقی تبدیل شدهاند.
استقبال از این داروها در حالی رو به افزایش است که بخش قابل توجهی از بحثها و تبلیغات پیرامون آنها، بیشتر بر پیامدهای ظاهری و جسمی متمرکز بوده و آثار روانشناختی مصرف، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
برخی کارشناسان حوزه سلامت روان بر این باورند که درمان چاقی، موضوعی صرفاً جسمانی نیست و هرگونه مداخله در این زمینه باید با در نظر گرفتن ابعاد روانی، رفتاری و اجتماعی فرد انجام شود.
سراب رضایتمندی؛ کاهش وزن درمان مشکلات هیجانی نیست
دکتر احمدعلی جبارزاده، روانشناس و پژوهشگر اجتماعی روز یکشنبه در گفتوگو با ایرنا با اشاره به برخی برداشتهای نادرست درباره تاثیر کاهش وزن بر کیفیت زندگی گفت: کاهش وزن لزوماً به معنای افزایش رضایت از زندگی یا حل ریشهای مشکلات هیجانی نیست.
وی افزود: برخی افراد با این تصور به سراغ این داروها میروند که رسیدن به وزن ایدهآل، به خودی خود احساس شادی، رضایت و ارزشمندی ایجاد میکند، در حالی که اگر زمینههای اضطراب، افسردگی یا نارضایتی از تصویر بدنی مورد توجه قرار نگیرد، کاهش وزن به تنهایی نمیتواند این مشکلات را برطرف کند.
جبارزاده بیان کرد: برای بسیاری از افراد، غذا فقط یک نیاز زیستی نیست، بلکه کارکردی هیجانی دارد و در موقعیتهایی مانند استرس، تنش یا احساس ناکامی، به ابزاری برای آرامسازی تبدیل میشود و به همین دلیل، کاهش اشتها در اثر مصرف این داروها ممکن است در برخی افراد، احساس خلا روانی یا بیحوصلگی ایجاد کند.
وی اظهار کرد: در افرادی که پیشزمینه مشکلات روحی دارند، این وضعیت حتی میتواند با احساس ناامیدی یا افت خلق همراه شود؛ مسائلی که شاید پیش از این، در سایه الگوهای رفتاری مرتبط با غذا کمتر آشکار بوده است.
تضاد میان واقعیت و انتظارات غیرواقعبینانه
این پژوهشگر همچنین به نقش انتظارات غیرواقعبینانه در بروز سرخوردگی پس از کاهش وزن اشاره کرد و گفت: برخی مصرفکنندگان تصور میکنند با تغییر ظاهر، مشکلات شغلی، خانوادگی یا عاطفی آنها نیز برطرف میشود، اما وقتی چنین انتظاری محقق نمیشود، فرد ممکن است با افت اعتماد به نفس و احساس ناکامی مواجه شود.
جبارزاده با تاکید بر این که تغییر ظاهر به تنهایی جایگزین رشد روانی و کسب مهارتهای فردی نمیشود، افزود: در برخی موارد، وابستگی روانی به دارو نیز شکل میگیرد؛ به این معنا که فرد همه موفقیت خود را به مصرف دارو نسبت میدهد و نقش اصلاح سبک زندگی، تحرک بدنی و خودکنترلی را نادیده میگیرد و این وابستگی ذهنی میتواند در زمان قطع درمان، اضطراب بازگشت وزن را تشدید کند و فرد را نسبت به توانایی خود برای مدیریت بدنش دچار تردید سازد.
ضرورت پایش خلقی در طول دوره درمان
این پژوهشگر اجتماعی با اشاره به لزوم پایش وضعیت روانی مصرفکنندگان گفت: اگرچه این عوارض در همه افراد بروز نمیکند، اما گزارشهایی درباره احساس افسردگی، تحریکپذیری یا نوسان خلق در برخی مصرفکنندگان وجود دارد و به همین دلیل، افراد دارای سابقه اختلالات روانپزشکی باید پیش از شروع درمان، ارزیابی تخصصی شوند.
وی افزود: ادامه درمان نیز باید همراه با نظارت مستمر بر وضعیت خلقی و روانی فرد باشد تا در صورت بروز نشانههای هشداردهنده، امکان مداخله بهموقع فراهم شود.
فشار اجتماعی و گره خوردن ارزشمندی به ظاهر
جبارزاده با اشاره به فشارهای اجتماعی ناشی از ترویج الگوهای محدود زیبایی گفت: گره زدن ارزشمندی افراد به عدد روی ترازو یا ظاهر بدنی، بهویژه برای نوجوانان و زنان، میتواند زمینه نارضایتی از تصویر بدنی و حتی بروز اختلالات خوردن را فراهم کند.
وی تصریح کرد: جامعه و رسانهها باید از تقلیل مفهوم سلامت به لاغری پرهیز کنند، زیرا سلامت روان نباید قربانی استانداردهای ظاهری و تبلیغات افراطی شود.
وی خاطرنشان کرد: آمپولهای لاغری زمانی میتوانند در درمان چاقی موثر باشند که در قالب یک برنامه جامع شامل مشاوره تغذیه، فعالیت بدنی و حمایت روانشناختی مورد استفاده قرار گیرند؛ در غیر این صورت، کاهش وزن ممکن است بدون بهبود کیفیت زندگی و عزتنفس، تنها به تغییر یک عدد روی ترازو محدود بماند.