پایگاه خبری شاخص بازار: در استانی مانند خوزستان، حمایت از صنایع بزرگ دیگر یک مطالبه بخشی یا صرفاً صنعتی نیست؛ یک ضرورت حکمرانی اقتصادی است. صنایع پیشرانی چون فولاد خوزستان فقط تولیدکننده کالا نیستند، بلکه ستونهای اصلی اشتغال، گردش مالی و ثبات اجتماعی استان بهشمار میآیند.
✔️از این رو، انتظار میرود همهجانبهنگری مسئولان استان—بهویژه در حوزه انرژی شامل برق و گاز—از سطح واکنشهای مقطعی عبور کرده و به برنامهریزی راهبردی ارتقا یابد. تجربه سالهای اخیر نشان داده هر بار که انرژی صنعت بهعنوان نخستین گزینه مدیریت بحران محدود شده، هزینههای آن بهسرعت به اقتصاد استان بازگشته است.
🗣️نکته کمتر گفتهشده آن است که استمرار تولید این صنایع، برای خودِ شرکتهای خدماترسان نیز تعیینکننده است. برق و گاز استان بخش قابل توجهی از درآمد عملیاتی خود را از مصرف صنایع بزرگ بهدست میآورند؛ درآمدی که باید صرف نگهداشت، بازسازی و نوسازی شبکههای فرسوده شود.
🗣️تعطیلی یا افت تولید خطوط صنعتی، تنها به کاهش تولید فولاد یا محصولات دیگر منجر نمیشود، بلکه عملاً درآمدزایی شرکتهای خدماتی را هم تضعیف میکند و توان سرمایهگذاری آنها برای ارتقای شبکه را کاهش میدهد. این یک چرخه معیوب است: قطع انرژی صنعت، تضعیف درآمد خدماترسان، و در نهایت، تشدید ناترازی زیرساختی.
🗣️از این منظر، حمایت از تأمین پایدار برق و گاز صنایع بزرگ، نه امتیازدهی، بلکه حفاظت از منافع مشترک استان است. فولاد خوزستان و شرکتهای مشابه، همزمان که هزاران شغل مستقیم و غیرمستقیم ایجاد میکنند، یکی از مطمئنترین منابع درآمدی برای شبکههای برق و گاز نیز محسوب میشوند. سیاستگذاری انرژی اگر این پیوند را نادیده بگیرد، عملاً به تضعیف هر دو سوی معادله—تولید و خدمات—منجر خواهد شد.
جمعبندی روشن است. لازم است دستگاههای اجرایی استان از هماکنون رفع محدودیت برق و گاز صنایع را بهعنوان یکی از راهبردهای اصلی خود در دستور کار قرار دهند؛ نه در آستانه پیک مصرف و نه در شرایط بحران.
🗣️برنامهریزی پیشدستانه برای تأمین انرژی تولید، سرمایهگذاری در زیرساخت و هماهنگی میان صنعت و خدماترسانها، تنها مسیری است که میتواند هم تولید را پایدار نگه دارد و هم منابع لازم برای بازسازی شبکههای انرژی استان را فراهم کند. در غیر این صورت، خاموشی صنعت، به خاموش شدن تدریجی توان اقتصادی خوزستان خواهد انجامید.